يادداشت ‏های شـــــبانه

يادداشت‏ های کوتاه - ابراهیم هرندی

تبلیغات تبلیغات

ديگر كسی‌ نمی‌ آيد

در نگاه‌ِ تو سرِ بريده‌ ای ست‌ كه‌ لاله‌ را جام‌ِ خون‌ می‌ كند و جان‌ را جوانه‌ ی اندوه‌. دريا، شوراب‌ِ اشك‌ِ فرشتگان‌ است‌ و فواره‌ ی باژگونِ‌ِ بيد تنديس‌ِ جنون.‌ "عجوزه"ی فريبكاری‌ ست‌ جهان ! "بيتوته‌ كوتاهی‌ در فاصله‌ گناه‌ و دوزخ‌." * چه‌ بيهوده‌ پايان‌ِ جهان‌ را به‌ ماتم‌ نشسته‌ ای!‌ رويای‌ مردگان‌ است‌ بُغضی‌ كه‌ در جان‌ِ تو ترك‌ می‌ خورَد و سايه‌ ای‌ كه‌ تو را با خود به‌ آغاز جهان‌ می‌ كشاند چه‌ بيهوده‌ می‌ پايند دستان‌ِ تو ديوارها و فاصله‌ ها را
برچسب‌ها: فريبكاری
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها